استقرار صنایع فولادی در سواحل، بهویژه برای کشورهایی که از یکسو دارای مرزهای گسترده دریایی و از سوی دیگر با بحران آب روبهرو هستند، یک انتخاب صرفاً توسعهای نیست؛ بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ منابع آبی، ارتقای بهرهوری اقتصادی و افزایش رقابتپذیری در بازارهای جهانی است.
به گزارش خبرگزاری فارس از بندرعباس، احد میرزایی در یادداشتی ذیل عنوان ضرورتی راهبردی برای آینده صنعت و امنیت آب کشور آورده:صنایع فولادی به عنوان یکی از ارکان توسعه صنعتی کشور، نیازمند انرژی فراوان، زیرساختهای گسترده و دسترسی پایدار به مواد اولیه و بازارهای صادراتی است. به همین دلیل، محل استقرار این صنایع نقشی تعیینکننده در بهرهوری اقتصادی، حفظ محیط زیست و ارتقای رقابتپذیری دارد. تجربه جهانی نشان میدهد که استقرار صنایع فولادی در کنار دریا، بهویژه در کشورهایی با محدودیت منابع آب شیرین، مزایای غیرقابل چشمپوشی دارد.یکی از مهمترین این مزایا، دسترسی آسان و پایدار به منابع آبی است. فرآیند تولید فولاد با هر روش، نیازمند حجم چشمگیری آب برای خنکسازی و سایر مراحل تولید است؛ بهطور متوسط تولید هر تن فولاد خام میتواند بیش از ۲۵ مترمکعب آب مصرف کند. هرچند فناوریهای مدرن این میزان را کاهش میدهند، اما نیاز به منابع آب پایدار همچنان حیاتی است. در مناطق مرکزی ایران، تأمین این مقدار آب از منابع زیرزمینی یا رودخانهای، فشار شدیدی بر منابع محدود آبی ایجاد میکند؛ فشاری که آثار آن طی سالهای اخیر بهوضوح مشاهده شده است.در چنین شرایطی، انتقال صنایع فولادی به سواحل آبهای آزاد میتواند نقش مهمی در حفظ منابع آبی شیرین کشور ایفا کند و مصرف آن را برای سایر بخشهای ضروری همچون کشاورزی، محیط زیست و امنیت غذایی آزاد سازد. این رویکرد که هرچند دیر، اما امروز با جدیت در دستور کار مسئولان قرار گرفته، یک تحول راهبردی در مسیر توسعه صنعتی کشور محسوب میشود.
از سوی دیگر، استقرار صنایع فولادی در کنار دریا، هزینههای لجستیک و حملونقل را بهشکل محسوسی کاهش میدهد و امکان رقابت در بازارهای بینالمللی را افزایش میبخشد. نزدیکی خطوط تولید به اسکلههای بارگیری و تخلیه مواد معدنی، گامی مهم در یکپارچهسازی زنجیره تأمین و تکمیل زنجیره ارزش صنعت فولاد است.این جابهجایی همچنین میتواند فرصتهای تازهای برای توسعه مناطق کمتر برخوردار ساحلی ایجاد کند. استانهایی مانند هرمزگان، با استقرار صنایع فولادی، شاهد جذب سرمایهگذاریهای جدید، گسترش زیرساختها، ایجاد اشتغال پایدار و تقویت ظرفیتهای بندری و صادراتی خواهند بود.با وجود این مزایا، بیتوجهی به الزامات زیستمحیطی میتواند پیامدهای منفی به همراه داشته باشد. اگر پیش از اجرای چنین طرحهایی، برنامهریزی دقیق و مطالعات کافی انجام نشود، مشکلاتی مانند چالش دفع پساب، مدیریت پسماند و آلودگیهای احتمالی دریا و ساحل رخ خواهد داد. بنابراین، رعایت استانداردهای زیستمحیطی و طراحی نظامهای پایش هوشمند برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی ضروری است.در مجموع، بهرهگیری از مزایای استقرار صنایع فولادی در کنار دریا زمانی محقق خواهد شد که یک راهبرد جامع و متعادل میان رشد صنعتی، بهرهوری اقتصادی، کاهش فشار بر منابع آبی و حفظ محیط زیست اتخاذ شود. با چنین رویکردی، ایران میتواند آیندهای پایدارتر و رقابتیتر برای صنعت فولاد رقم بزند و جایگاه خود را در زنجیره ارزش جهانی مستحکمتر کند.
